تبليغاتX
علوم دامي- دانشگاه آزاد اسلامي واحد نقده
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

نشخوار Rumination : اگر گوساله در هفته اول زندگي به غذاي جامد دسترسي پيدا كند نشخوار در سن 3-2 هفتگي آغاز مي گردد.

 

شروع نشخوار 5/1-5/0 ساعت بعد از خوردن غذا آغاز مي گردد.

تعداد و طول نشخوار بستگي به فيبر غذا و اندازه قطعات ونوع غذا دارد و معمولا روزانه 24-4 دوره نشخوار انجام ميگيرد كه هر دوره 60-10 دقيقه طول مي كشد. در حد ميانگين روزانه تا هفت ساعت از وقت دام به نشخوار كردن مي گذرد.

آروغRuctation  : بطور تقريبي روزانه حدود 600 ليترگاز توليد مي شود كه تقريبا از66 %  CO2 ، 26% CH4 ، 6%  N2 ، 11% H2S  و كمتر از 1%  O2 تشكيل يافته است. تعداد دفعات آروغ  به نوع غذا وميزان تشكيل گاز بستگي دارد وتعداد آن در جيره اي كه از علوفه خشك تشكيل شده باشد 20-15 باردر ساعت ودر جيره ي علوفه سبز 90-60 بار در ساعت مي باشد.

ايجاد آروغ غير از نوع غذا وابسته به وجود گازهاي آزاد ، تحريك رسپتور هاي ناحيه ي كارديا و انقباض كيسه ي پشتي شكمبه دارد .

بازگرداندن غذا Regurgitation و استفراغ Vomiting : تخليه فعال محتويات شكمبه به علت انقباض همزمان پيش معده ها و عضلات شكم در گاو به ندرت اتفاق مي افتد كه شايد در اثر انباشتگي شكمبه ،فرم عصبي استونمي (كتوز عصبي)، ضايعات آماسي يا تومري در مدياستن يا در مري و نگاري صورت مي پذيرد.

مدفوع Defication  : گاو روزانه 24-10 بارو تقريبا حدود50-30 كيلوگرم در جمع مدفوع مي كند.

قوام مدفوع و ميزان خردشدگي ذرات علوفه: مدفوع گاو در حالت نرمال بصورت خميري است. مدفوعي كه چرب يا همراه موكوس بصورت لايه اي روي آن ديده شود احتمالا در اثر جابجائي شيردان بطرف چپ مي باشد. مدفوع كف آلود و آبكي به رنگ قهوه اي مايل به زرد نشانه اي از اسيدوز شكمبه را دارد. از لحاظ ميزان خردشدگي ذرات علوفه، مدفوع گاو سالم حاوي فيبرهاي علوفه به ميزان زياد و باندازه تقريبي 5/0 سانتيمتر ميباشد. وجود قطعات بزرگتر مثلا 2-1 سانت نشانه اختلالي در امر نشخوار يا تخليه سريع مواد خورده شده از پيش معده مي باشد، يكي از دلائل آن TRP است كه به تازگي وقوع يافته باشد. وجود قطعات بلندتر ازچوب كبريت ممكن است در اثر بيماري دندان ، استنوز معدي، تورم نگاري، تورم شيردان اولسراتيو و لكوز پيشرفته ديواره شيردان محسوب گردد. مدفوعي كه اندازه ذرات آن به طور غيرطبيعي كوچك باشد در رابطه با تاخير در عبور هضمي توجيه مي شود كه ممكن است در جابجائي شيردان ديده شود و معمولا علاوه بر آن مدفوع حاوي موكوس نيز ميباشد. وجود موكوس چسبناك سفيد مايل به خاكستري (گاهي مخلوط با خون) نشانه اي از انسداد روده يا فلجي روده است. اگر بجاي مدفوع مخاط سفيد رنگ يا شيشه اي روشن از مقعد خارج گردد نشاندهنده فلج هزارلا omasalparesis ميباشد.

پيش معده ها: پيش معده ها در گوساله هاي نوزاد رشد و تكامل كمي يافته اند درصورتيكه غذاي جامد(علوفه يا بستر) دردسترس باشد گوساله ها در هفته اول يا دوم زندگي شروع به خوردن آن مي كنندكه كم كم سبب تكامل فعاليت فيزيولوژيك پيش معده ها مي گردد. نسبت حجم شكمبه به حجم شيردان 5/0 به 1 در چهار هفتگي و1به 1در هشت هفتگي و2 به1 دردوازده هفتگي ونهايتا 9 به 1 درگاو بالغ مي باشد.

تحريكات مكانيكي دراثر غذاهاي فيبري(علوفه و غيره ) عامل افزايش اندازه ي پيش معده و تكامل ساختمان عضلاني آنها مي گردد، در حالي كه تحريك شيميايي اسيدهاي پروپيونيك وبوتيريك عامل رشد مخاط پيش معده هاست.

تهيه نمونه از مايع شكمبه : رنگ مايع شكمبه در حالت طبيعي با توجه به نوع تغذيه از خاكستري زيتوني تا سبز مايل به  قهوه اي  متغير است.

بدين ترتيب كه رنگ سبز هنگام تغذيه در چراگاه يا تغذيه از علوفه تازه (قصيل يا يونجه تازه) ، خاكستري متمايل به قهوه اي در جيره چغندر يا علوفه چغندر و قهوه اي مايل به زرد در جيره سيلوي ذرت يا كاه ديده ميشود.

رنگهاي غير طبيعي،خاكستري شيري (به علت اسيدوز ) و سياه مايل به سبز (به علت توقف طولاني و فساد مواد غذائي در پيش معده ها ) مي باشند.

قوام مايع شكمبه كمي چسبناك است (ولي اگر نمونه بسيار چسبناك باشد ممكن است نمونه اساسا از بزاق تشكيل شده باشد لذا براي نمونه گيري ابتدا به ميزاني مايع شكمبه بايد دور ريخته شود (200- 100 ميلي ليتر ابتداي مايع جمع آوري شده را بايد دور ريخت ) و پس ازآن نمونه جمع آوري مي شود.  وجود مايع آبكي حاكي از غير فعال بودن محتواي شكمبه مي باشد

غلظت يون هيدروژن : pH  طبيعي مايع شكمبه از 5/5  تا7 متغير است.

عوامل تغذيه اي زير، pH  محتويات پيش معده يا شكمبه گاو را تحت تاثير قرار مي دهند :

جيره غني از فيبر خام - (100% -60% جيره حاوي علوفه خشبي) سبب طولاني شدن زمان نشخوار تا حدود 70-45 دقيقه به ازاي هر كيلو گرم ماده خشك و ترشح زياد بزاق مي گردد (14-12 ليتر براي هر كيلو گرم ماده خشك) . اين امر سبب افزايش نسبي pH  تا 8/6 6/6 وكاهش نسبي غلظت اسيد هاي چرب فرار (عمدتا اسيد استيك ) در پيش معده ها ميگردد ، كه به آهستگي جذب شده و شرايط مناسب را براي رشد ميكرو ارگانيسم هاي تجزيه كننده سلولز مساعد مي كند .

 جيره غني از كنسانتره منجر به كاهش زمان نشخوار تا 45-35 دقيقه به ازاي هر كيلو گرم ماده خشك و ترشح كم بزاق مي گردد . اين امر سبب كاهش pH (6-4/5 ) وتوليد مقادير نسبتا زيادي اسيد هاي چرب فرار شده (نسبت اسيد پروپيونيك بيشتر است ) كه نسبتا به سرعت جذب شده و شرايط را براي رشد ميكروارگانيسم هاي تجزيه كننده نشاسته مساعد مي كند.

غير از مصرف جيره غني از كنسانتره گاهي در مواردي pH  به كمتر از 4 مي رسد از جمله در پس زدن شيره شيردان به دليل استنوز مكانيكي پيلور ، تورم شيردان ، اولسر شيردان ويا لكوز شيردان .

خاصيت ترسيب (رسوب) و شناوري : محتويات شكمبه تازه جمع آوري شده ، كه در صورت نياز با عبور از يك تامپول صاف شده باشد را مي توان هنگام ته نشين شدن در يك استوانه ي شيشه اي مورد بررسي قرار داد. در حالت طبيعي بيشتر ذرات ريز غذائي  و تك ياخته ها بلافاصله شروع به ته نشين شدن مي كنند در حالي كه ذرات بزرگتر وفيبري تر همراه با حباب هاي گاز به طرف بالا رفته ويك لايه ي كف آلود تشكيل مي دهند. زمان لازم براي كامل شدن  ترسيب وشناوري  sedimentation and  flotation  اندازه گيري شده  وتحت عنوان زمان فعاليت ترسيب ناميده مي شود.اين زمان در گاو هاي سالم  و جيره نرمال بر حسب نوع جيره و زماني كه از تغذيه مي گذرد از 4 تا8 دقيقه متغير است . سپس در نمونه هايكه مايع شكمبه فعال باشد ذراتي كه ابتدا رسوب كرده بودند شروع به بالا رفتن كرده و به طرف لايه سطحي مي روند.

مايع شكمبه آبكي كه بعلت گرسنگي ، بي اشتهايي و يا غذاي كم ارزش غير فعال شده باشد ذرات در آن رسوب مي كند ولي شناوري انجام نمي شود ويا به تعويق مي افتد. اين حالت در اسيدوز شكمبه نيز ديده مي شود .

هنگاميكه محتويات پيش معده يا شكمبه دچار فساد شده باشد ، شناوري به سرعت انجام شده و همراه با كف فراوان است و گاهي ذرات جامد به مدت طولاني به حالت معلق باقي مي مانند كه اين حالت در آلكالوز شكمبه ، فساد محتويات شكمبه و مسموميت با اوره ديده مي شود.

 

تك ياخته ها : تاژك داران ciliates و مژك داران flagellates  هر دو در مايع شكمبه وجود دارند. 

اما تنها مژك داران با توجه به تعداد و حجم آنها داراي اهميت فيزيولوژيكي هستند مژك داران شكمبه  تحت شرايط بي هوازي  رشد مي يابند .تك ياخته ها قادر به تكميل برخي وظايف در روند هضم ميكروبي مانند تجزيه قندها ي محلول و پلي ساكاريدها (مثل نشاسته ،همي سلولز ، پكتين ) هستند .

در مايع شكمبه تازه جمع آوري شده ممكن است بتوان تحرك تك ياخته ها را با چشم غير مسلح  درون يك استوانه شيشه اي بررسي نمود. همچنين مي توان يك قطره از مايع را برروي لام ميكروسكوپي گرم قرار داده  و تك ياخته ها را به شكل ذرات درخشان بسيار متحرك مشاهده كرد. هنگاميكه مايع شكمبه كاملا ته نشين مي شود ، اغلب مي توان تك ياخته ها را به شكل يك نوار خاكستري در زير لايه ذرات غذائي مشاهده نمود .

 باكتريها : تعداد باكتريها در شكمبه از 107 تا 1012  در هر ميلي ليتر مايع شكمبه متغير است . همين طور بسته به نوع جيره تعداد آنها نيز تغيير مي كند مثلا در موارديكه جيره غني از سلولز (فيبر خام ) باشد باكتريهاي كمتري در مقايسه با جيره غني از نشاسته در شكمبه وجود دارد .

باكتريهاي شكمبه را بر اساس عمل آنها به چندين  دسته مي توان  تقسيم كرد:

الف گروهي كه سلولز ، نشاسته وقندها را تجزيه ميكند.

ب گروهي كه اسيد پروپيونيك ، بوتيريك و لاكتيك توليد مي كند .

ج گروهي كه متان توليد مي كنند و باكتريهاي پروتئوليتيك و غيره .

به منظور مشاهده ميكوسكوپي ميكروفلور شكمبه مي توان گسترش مايع شكمبه را به وسيله جريان هوا  خشك كرده و با روش گرم Gram  رنگ آميزي كرد(و يا رنگ آميزي گيمسا ) .بسته به نوع  جيره غذائي نوع باكتريها تفاوت مي كند .

گاوي كه مقدار زيادي علوفه  اعم از تر و خشك  خورده باشد ، داراي درصد بالائي از انواع استرپتوكوك، كوكسي ها و باكتريهاي استوانه اي شكل (rods ) مي باشد .درمصرف جيره مخلوط علوفه  خشك و كنسانتره به نسبت زيادي  كوكسي هاي گرم منفي  و باكتريهاي استوانه اي شكل (rods ) گرم مثبت حضور دارند .

 در برخي شرايط پر خوري غذاها ي غني از كربو هيدراتها ، اولين تغيير افزايش كوكسي هاي گرم مثبت (استرپتو كوكوس  بويس ) است در مرحله بعدي باكتريهاي استوانه اي شكل گرم مثبت  كوتاه وسپس باكتريهاي استوانه اي شكل گرم مثبت بلند (لاكتوباسيل ها ) غالب مي گردند .

قارچها و مخمرها در محتويات شكمبه وجود دارند اما نقش واهميت آنها كاملا مشخص نيست. آنها ممكن است در سنتز اسيد ها ي امينه و ويتامين ها نقش داشته باشند.

اسيد هاي چرب فرار در شكمبه : غلظت اسيد هاي چرب فرار 120- 60 مول در هر ليتر مايع شكمبه است كه شامل  %25 -%20 اسيد پروپيونيك، %65- %50 اسيد استيك، %20- %10 اسيد بوتيريك و حدود %5  اسيد هاي چرب با زنجيره طولاني مي باشد، در حالت طبيعي اسيد لاكتيك به مقادير جزئي وجود دارد.

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 9:33 |

مقدار غذايي كه براي حفظ سطح توليد گاوهاي پرتوليد امروزي لازم است با آنچه كه ميكروارگانيسمهاي مسئول هضم غذا در شكمبه قادر به هضم آن مي باشد ، مطابقت ندارد . اين موضوع در مورد مواد اليافي گياهان بيشتر مصداق دارد . در نتيجه حيوانات پر توليد براي تأمين نياز ، محتاج جيره هايي با قابليت هضم بالا و غني از انرژي و پروتئين مي باشند. مصرف مواد كنسانتره به همراه مواد علوفه اي اهميت و ارزش اصلي حيوانات نشخوار كننده كه همانا مصرف غذاهاي غير قابل استفاده توسط ساير حيوانات را مشخص مي كند . ميكروبيولوژيست هاي شكمبه در اهداف دراز مدت در پي يافتن راهكارهايي هستند تا با تاكتيكهاي مهندسي ژنتيك سويه هايي از باكتريهاي شكمبه را كه باعث بهبود عملكرد دام مي شوند را افزايش دهند و نتيجتاً بخش عمده اي از نيازهاي غذايي نشخوار كنندگان را از جيره هاي حاوي علوفه و مواد سيلو شده تأمين كنند و مصرف كنسانتره هاي پروتئيني و دانه غلات را كاهش دهند . دست كاريهاي ژنتيكي باكتريهاي شكمبه مبتني بر تكنيكهاي DNA نوتركيب مي باشد. امروزه امكان كلون كردن ژنها از طريق ناقل هاي خاص شناخته شده و همچنين روشهاي معرفي DNA بداخل چند سويه از باكتريهاي شكمبه افزايش يافته است . ديدگاه ديگر دستكاريهاي ژنتيكي ميكروارگانيسمهاي شكمبه ، طراحي ژنهاي سنتتيكي است كه ترتيب اسيدهاي آمينه اي كه اين ژنها در باكتريهاي شكمبه كد مي كنند را تغيير دهد .

 

منبع اصلي پروتئين جيره نشخواركنندگان ، پروتئين ميكروبي توليد شده در شكمبه مي باشد . براي توليد شير ، ليزين (Lys) و متيونين (Met) ، اولين و دومين اسيدآمينه ي محدود كننده مي باشند كه نسبت ليزين به متيونين در پروتئين ميكروبي5:15 مي باشد . تغيير در ترتيب اسيدآمينه ي پروتئين ميكروبي ، افق جديدي را براي افزايش توليد نشخواركنندگان نمايان مي سازد . توانايي شكمبه براي تخمير خوراكهايي با كيفيت پايين از طريق چند عامل محدود مي شود كه عبارتند از :

 1)  حجم شكمبه

2)  زمان مورد نياز براي هضم خوراك در شكمبه

3)  توانايي حيوان در جويدن غذا

در حال حاضر بخش عمده اي از اقتصاد كشاورزي دنيا ، متكي بر حيوانات نشخوار كننده ، بويژه گاوهاي گوشتي و شيرده ميباشد. كل عايدات حاصله از صنعت گاو گوشتي و شيرده كانادا بالغ بر 6 ميليون دلار مي باشد كه اين با هزينه اي معادل 5 ميليون دلار همراه است . متخصصان مهندسي ژنتيك درصدد هستند تا با بهبود خصوصيات باكتريهاي شكمبه ظرفيت تخمير مواد در شكمبه را افزايش داده و با جايگزين كردن علوفه كم ارزش به جاي مكمل هاي غذايي در جيره نشخوار كنندگان سالانه 5/0 ميليون دلار در صنعت گاو شيرده و گوشتي صرفه جويي كنند.

 

علت محدوديتهاي مؤثر بر توليد نشخواركننگان دقيقاً معلوم نيست ولي مورد زير مي توان اشاره كرد :

 

1) سرعت تجزيه اليگوساكاريدها توسط ميكــــــروارگانيزمهاي شكمبه

 

2) رقابت توليدات تخمير در شكمبه با نيازهاي غذايي حيوانات

 

3) اثرات منفي مسيرهاي متابوليكي برخي باكتريهاي موجود در شكمبه بر بازده خوراك نظير توليدات

 

ايجاد باكتريهاي سنتتيك كه با سويه هاي موجود در شكمبه سازگار باشد راهـــي مناسب براي گريز از اين محدوديت ها مي باشد.

يكي از جديدترين ديدگاههاي سال 2000 در مورد دستكاريهاي ژنتيكي ميكروبهاي شكمبه استفاده از باكتريوسينها (Bacterocin) مي باشد.

باكتريوسينها دسته اي از پروتئينهاي سمي هستند كه توسط باكتريها توليد مي شوند . اين مواد ممكن است بعنوان ابزاري براي كنترل و تعديل جمعيت ميكروبي شكمبه به شمار آيند . باكتريوسين ها بوسيله يك ژن كد مي شوند كه در پلاسما و بصورت ريبوزومي سنتز مي شوند و اغلب باكتريوسينها روي باكتريهاي گرم مثبت مؤثرند .

استرپتوكوكوس بروسيس طي يك سري مطالهات بعنوان يك توليدكننده ي احتمالي باكتريوسين شناسايي شده است . درطي يك مطالعه گزارش شده كه Ruminococos albus كه يك باكتري گرم مثبت با فعاليت سلولاتيك مي باشد ، يك باكتريوسين توليد مي كند كه از رشد R.Flave faciens كه آن هم يك باكتري سلولاتيك است جلوگيري مي كند ولي باكتري گرم منفي با فعاليت سلولاتيك است را تحت تأثير قرار نمي دهد . يك باكتريوسين ويژه مي تواند اثر خودرا روي دامنه وسيعي از ميكروبها اعمال كند . از اين موضوع در مهندسي ژنتيك به دو صورت استفاده        مي شود :

1)  ايجاد باكتريهاي سفيد كه با توليد باكتريوسين خاص ، جمعيت غالب شكمبه را بخود اختصاص داده و فرآيند تخمير را بهبود بخشد .

2)  توليد باكتريهاي تغيير پتانسيل يافته كه در مقابل ساير باكتريهاي توليد كننده باكتريهاي توليد كننده باكتريوسين مقاوم باشند . بوجود آوردن چنين تغييراتي در شكمبه در آينده اي نه چندان دور ميسر خواهد شد و نتايجي همچون بهبود بازده توليد و تغيير در تركيبات شير را موجب خواهد شد.

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 15:36 |

نوع و چگونگی تغذیه در رشد و نمو دام ، اثر مستقیم دارد .  هر اندازه دام جوانتر باشد ، نوع تغذیه در رشد آن اثر بیشتری دارد  بالعکس با افزایش شن از اثر تغذیه در میزان رشد کاسته خواهد شد .

 

گاو پرواري 

 

با توجه به اینکه تغذیه یکی از عوامل بسیار مهم و اصلی در رشد محسوب می گردد ولی بین میزان میزان  رشد  ومیزان نیاز به انرژی در دام رابطه مستقیمی وجود ندارد . چرا که در دام جوان بیشترین قسمت انرژی غذا صرف رشد و نمو اعضا می گردد  در صورتیکه در دام بالغ قسمت اعظم انرزی غذا وارد چرخه متابولیسم چربی شده و به چربی ذخیره ای ( آدیپوز ) تبدیل می گردد . بنابراین دام برای تولید یک گرم گوشت 4.1 کیلو کالری انرژی ولی برای تولید یک گرم چربی 9.2 کیلو کالری انرژی نیاز دارد . با توجه به مطالب ذکر شده دامپروران همیشه باید دم جوان را پروار کنند و قبل از پایان مرحله رشد  روانه کشتارگاه گردند تا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد .

 

                                                                  گاو پرواري

 

نتیجه گیری نهایی اینکه  بازده استفاده از مواد غذایی در دامهای جوان بیشتر از دامهای مسن می باشد و خیلی بهتر و بیشتر آن را به فر آورده های مورد نظر تبدیل می کنند .

 

منبع :http://ghasem17.blogsky.com/?PostID=86

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 15:7 |
 

چاودار ( rye )

   چاودار        چاودار       چاودار     چاودار

ذرت علوفه اي ( Corn Silage )

ذرت          ذرت  ذرت علوفه اي

برموداگراس (  Bermudagrass  )                        

برموداگراس      برموداگراس    برموداگراس         برموداگراس

 شبدر ( clover )

 شبدر       شبدر    شبدر    شبدر        

 تيموتي( Timothy )

 تيموتي        تيموتي           تيموتي            تيموتي

يولاف- جوي دو سر ( Oat ) 

      يولاف   يولاف   

 

 منبع :http://www.animalbreeding.blogfa.com  مهندس معين زاده

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 2:17 |

بيماري متابوليكي اسيدوزيس (metabolic acidosis  )

 

 اين بيماري معمولا در گاوهاي شيري متعاقب مصرف بيش از اندازه كربوهيدراتهاي زياد قابل تخمير بوجود ميآيد. اين كربو هيدراتها در شكمبه تخمير ميشوند و به حدي ميتوانند توليد اسيد لاكتيك بكنند  كه آن پروسه هاي نرمال براي خنثي كردن اسيديته شكمبه ميتوانند عمل بكنند ( مثل بزاق)و زمينه را براي مشكلات متابوليكي متعددي فراهم و آماده ميكنند

سلامت دام بستگي به مقدار كافي يا صحيح فرمانتاسيون ( تخمير ) به وسيله ميكرو ارگانيسمهاي شكمبه خواهد داشت . تغييرات ناگهاني در اسيديته محتويات شكمبه ميتواند باعث كاهش موقت در مصرف  غذا و بد هضمي و همچنين اسيدوزيس شود . كربو هيدراتها در شكمبه به مخلوطي   از ( VFA,s  ) تخمير ميشوند در عين حال بمقدار كمتر و ناپايدار اسيد لاكتيك هم توليد ميشود ولي اگر گاو بمقدار زياد از كربوهيدراتهاي با قابليت تخميري زياد استفاده كند رشد باكتريهاي توليد كننده اسيد لاكتيك تسريع ميشود بنحوي كه باكتريهاي اسيد لاكتيك بر جمعيت ميكروبي شكمبه غالب ميشوند . اسيدوزيس ممكن است حالت حاد ( acute ) يا ناگهاني و  يا مزمن ( chronic )  نشان دهد . فرم سريع بيماري توسط مصرف تصادفي مقادير بيش از اندازه نشاسته و يا غلات ميباشد يك گروه از  دامها ممكن است از جايگاه خود باز شده و وارد انبار غذا گردند و خود را با مواد غذايي كه كربو هيدرات زياد دارد مصرف نمايند. دامهايي كه معمولا گرسنه هستند بيشتر حساسيت دارند چون كه شكمبه خالي بوده و غذاي خوشمزه نيز در اختيارشان ميباشد .

بعضي از دامها حتي هنگاميكه با مقدار نرمال تغذيه ميشوند با ز هم ممكن است مبتلا به اين حالت بيماري شوند . و اين در حالتي هست كه در گله آنهايي كه زور بيشتري دارند از حق بقيه استفاده ميكنند اينها اگر از اسيدوزيس هم رنج نبرند ميتوانند از بد هضمي سريع يا acute indigestion  رنج ببرند . در مقابل اين يك حالت ديگر بنام chronic indigestion    يا بدهضمي مزمن وجود دارد كه در دامهاي پرواري كه از جيره هاي بالانس نشده كه داراي مقدار مينيمم غذاي خشبي همراه با مصرف كنسانتره زياد هستند اتفاق ميافتد در سيستمهاي پرواري گاو گوشتي كه با جو  انجام ميشود يك حالت نرمال است . جو قابليت تخمير سريعي دارد. نفخ در محيط بسته با feedlot بيشتر در محيط بسته همراه با اسيدوزيس ديده ميشود .

 

علت بيماري:

 

علت اصلي اسيدوزيس متابوليكي سريع تقريبا هميشه بخاطر مصرف بيش از اندازه و سريع خوردن كربوهيدرات است كه اثر آن بستگي به سرعت فرمانتاسيون دارد بخاطر همين است كه كنسانتره ها ي آسياب شده بيشتر خطر دارند و سريع تخمير ميشوند ( در مقايسه با غلات كه بصورت كامل داده ميشوند ) و علت اساسي ، اينست كه در شكمبه اسيد لاكتيك بيش از اندازه تجمع پيدا ميكند در در شرايط نرمال غلظت اسيد لاكتيك در شكمبه و خون پايين است چون در شرايط عادي توسط سلولها گرفته شده و بعنوان انرژي استفاده ميشود و يك پيش ساز گلوكز هست. بنابر اين اگر ميزان استفاده شده بيشتر از نياز باشد حالتي بنام  lacteamia   يا بالا رفتن لاكتات در خون يا اسيدوزيس  بوجود ميآيد و PH   شكمبه از 5/5 پايين تر مي آيد ميزان نرمال input  اسيد لاكتيك به داخل شكمبه در هر روز حدود750 gr  است  كه از غذاهاي خشبي معمولي و سيلوها بوجود ميايد اين مقدار را بزاق ميتواند خنثي كند .اسيد لاكتيكي كه در اثر فرمانتاسيون سريع غلات بوجود ميآيد ميتواند اين خاصيت را بهم بزند . 

 بعنوان مثال گاوهاي شيري كه به غذاي كنسانتره عادت كرده اند ميتوانند حدود 15 الي 20 كيلو گرم غلات را بدون هيچ صدمه اي مصرف كنند ولي گاوهايي كه اين عادت غذايي را ندارند نبايد بيش از ۱۰ كيلو گرم كنسانتره و غلات مصرف نمايند .

 

علايم كلينيكي و باليني :

 

1-  بزرگ شدن شكمبه 2- دردهاي شكمي و گرفتگي عضلات شكمبه 3- بي اشتهايي دام 4- كند شدن حركات شكمبه 5- تلو تلو خوردن دام و افتادن آنها 6-افزايش ضربان قلب 7- اسهال شديد 8- لنگش 9- پايين آمدن  PH  شكمبه 10- مرگ

                                                                           مهندس معين زاده

 

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 23:7 |
استفاده از سطوح بالاي مواد كربوهيدراته قابل تخمير در جيره و فيبر ناكافي مي تواند موجب بروز اسيدوز شكمبه شده و در اينحالت با از بين رفتن اغلب باكتريهاي شكمبه، باكتريهاي لاكتو باسيل رشد كرده و pH شكمبه كاهش مي يابد در پاسخ به اين عمل بدن گاو توليد هيستامين مي نمايد كه باعث انقباض و سپس اتساع مويرگهاي لايه مورقه پا مي شود و خيز و تجمع خون همراه با تخريب ديواره عروق خوني ديده مي شود پاها دردناك شده و منجر به آسيب مويرگها شده و از توليد طبيعي كراتين در سم جلوگيري مي گردد.
انواع لنگش(لامينايتيس):
لامينايتيس حاد:
- افزايش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن ديواره سم و آماس حاد عروق
- خونريزي، كه اكثراً در خط سفيد سم يا در مفاصل مچ قابل مشاهده مي باشد. گاهي نيز خونريزي با جدا نمودن خط سفيد مشاهده مي گردد.
لامينايتيس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و ديواره سم تا مدت 1-3 ماه هيچ نشانه ايي از لنگش ديده نمي شود. نواحي نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هايي از خونريزي ديده مي شود.
لنگش مزمن ( لامينايتيس مزمن ):
پاها رشد نمو غير طبيعي داشته و ديواره افقي سم در اثر رشد طويل شده و بدين ترتيب كف سم عريض تر و پاشنه ها داراي گودي مناسب نمي گردد.
درمان:
جيره هاي غذايي گاو شيري بايد براي تمام انواع اين بيماري تصحيح گردد.
1- لنگش هاي مزمن را مي توان با سم چيني منظم هر 3-4 ماه يكبار بر طرف نمود گاوهايي كه مشكل پاي آنها قابل درمان نيست بايد حذف گردد.
2- در لنگشهاي تحت كلينيكي جهت آشكار نمودن جراحات، نياز به سم چيني است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگيري مي كنند.
پيشگيري:
استفاده از غلات در جيره را محدودتر نموده و جيره هاي غذايي را جهت ورود به مراحل مختلف توليد بتدريج تغيير داد. جيره غذايي براي تخمير مطلوب شكمبه ايي نبايد حاوي علوفه هاي با طول كافي باشد، گاوها و تليسه ها قبل و بعد از زايمان فعاليت بدني كافي داشته باشند، كف محل نگهداري دامها جهت سايش سمها از سيمان ساخته شود.

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 22:6 |

بيماري کتوز در نشخوار کنندگان

مقدمه:

کتوز با درجات مختلف مي تواند در تمام گونه هاي حيوانات به علت هاي متفاوتظاهر شود. اما در حيوانات مزرعه اي يک مشکل مشخصي مي باشد، مخصوصا در گاوهاي شيري، در ميشهاي انتهاي دوره آبستني و در بزهاي انتهاي دوره آبستني و هم ابتداي دوره شيردهي مشاهده مي گردد. بنابراين کتوزيس عامل محدود کننده براي حيوانات نشخوار کننده مي باشد که ارتباطي با از دست دادن انرژي در زمان آبستني دارد. به خصوص در مورد آبستني هاي چند قلو در گوسفند و بز آنهم زماني که توليد شير بالايي در ابتداي دوره شيرواري وجود دارد.
عبارت استونوميا acetonemia در ابتدا براي مشخص شدن اين اختلال بکار برده مي شد بطور کاربردي اين مطلب صحت کمتري دارد زيرا استونوميا افزايش استون در خون است، در صورتيکه بقيه کتون بادي ها نيز در خون افزايش مي يابند.
کتوز به عنوان يک بيماري متابوليکي است که مربوط به افزايش کتون بادي ها در خون مي باشد اين کتون بادي ها شامل BHBA، استواستيک اسيد و استون مي باشد. استون مگر در مورد کتوز شديد براي حيوانات اهميت کمي دارد ولي باعث ايجاد بوي استون در تنفس، ادرار و شير حيوانات کتوزي مي شود. استون به نسبت 5% در ساعت از استواستات ايجاد مي گردد.
مقدار کمي کتون در خون حيوانات نرمال يافت مي گردد که نسبت BHBA به استات بعلاوه استون حدود 7 به 1 است در صورتيکه در حيوانات مبتلا به کتوز اين نسبت به 1 به 1 مي گردد.

وقوع بيماري:

فقدان اطلاعات در مورد وقوع بيماري در زمان آبستني در گوسفند وجود دارد. Baird پيشنهاد کرد که وقوع در گاوهاي شيري در آمريکا و اروپاي غربي رنجي برابر تا 15% دارد. وقوع کتوز در گاوهاي مسن بيشتر است و گاوهاي مشخصي روند مبتلا شدن به کتوز را اغلب در ابتداي زايمان تکرار مي نمايند. وقوع در زمستان و ابتداي بهار افزايش مي يابد که به علت زايمان در طول اين دوره زماني مي باشد. کنوزيس اوليه در گاوهاي شيري در طول 8 هفته شيرواري پس از زايمان وقتي که پيک شيردهي است و دريافت انرژي با مصرف آن هم خواني ندارد مشاهده مي گردد. حدود 3 هفته بعد از زايمان زمان بحراني خطر مي باشد.

نشانه ها:

نشانه هاي قابل رويت کتوز کاملا مشخص نيست و مي تواند تفاوت هايي داشته باشد. برخي از نشانه هاي کتوز عبارتند از:
گاوهاي کتوزي ظاهري کسل و لاغر دارند. معمولا انقباضات شکمبه منظم نيست و محتويات شکمبه سخت تر شده و مدفوع خشک مي گردد. ابتدا نسبت به خوردن دانه غلات و سپس سيلو بي ميل مي گردند. که متعاقب آن گاو به خوردن علوفه خشک روي مي آورد. بعضي وقت ها، پاهاي عقبي نامتناسب مي گردند. در بعضي موارد انحنايي در ستون فقرات شکل مي گيرد متعاقب کاهش مصرف غذا، کاهش توليد و کاهش وزن مشاهده مي گردد. يک بوي استون مانندي در تنفس و شير تازه قابل تشخيص است. در زمان پس از مرگ عارضه کبد چرب مشاهده مي گردد.

 

كتوزيس:
اين اختلال متابوليكي در نتيجه عدم تغذيه مناسب بويژه از لحاظ انزژي در اوايل شير دهي روي ميدهد. با كاهش تدريجي سطح گلوكز خون ذخاير بدني مورد استفاده قرار مي گيرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زايمان در اوايل شيردهي گاوهاي پرتوليد مبتلا به كتوزيس تحت كلينيكي يا كتوزيس اوليه مي شوند.
مسائل ديگري نظير جفت ماندگي، جابجائي شيردان از عوامل مستعد كننده كتوزيس هستند.

علائم بروز كتوزيس:
- كاهش اشتها بويژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعاليت شكمبه
- كاهش وزن
- كاهش توليد شير
دو تغيير عمده كه در بيماري كتوزيس روي ميدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزايش سطح كتون باديهاي خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهاي شيري در حدود 50 ميلي گرم در دسي ليتر خون است.
 
blood components of normal and ketotic cow
ketotic normal blood
28 52 Glucose
42 3 Kerones
    plasma
32 3 NEFA
8 14 Triglycerides

 

 


تشخيص:
آزمايشاتي جهت كنترل سطوح كتونها در شير و ادرار وجود دارد. شير گاو در حدود نصف سطح كتون باديهاي خون را دارد در حاليكه سطح كتون باديهاي ادرار چهار بار از سطح كتون باديهاي خون بيشتر است.
آزمايش ادرار جهت تشخيص وجود كتون باديها در بسياري از گاوها در اوايل شير دهي مثبت مي باشد كه نيازي هم به درمان ندارد بهر صورت نتيجه منفي آزمايش نمايانگر عدم بروز كتوزيس مي باشد آزمايش شير دقيق تر نتيجه تعيين كتوزيس را مي دهد.
درمان:
در تمام روشهاي درماني كتوزيس هدف افزايش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازي ذخاير بدني مي باشد.
تزريق وريدي گلوكز:
اين روش سريعترين راه براي رساندن گلوكز به بدن گاو مي باشد و ظاهراً استفاده از تزريق گلوكز درمان قطعي مي باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتيكوئيدها(كورتيزون) موجب توليد گلوكز از بافتهاي پروتئين مي گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك ) ترشح گلوكوكورتيكوئيد را تحريك مي نمايد.
استفاده از قندهاي خوراكي:
پروپيونات سديم و پروپيلن گليكول دو قند خوراكي مي باشد كه در كبد گاو براي توليد قند ها بكار مي رود اين مواد را مي توا ن يا از طريق خوراك يا بطور آشاميدني به ميزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز يا هورمون بكار مي روند.
پيشگيري:
- جلوگيري از افزايش وزن در گاوها ي شيري در اواخر شيردهي يا دوره خشكي، افزايش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهاي تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزايش مي دهد. بنابراين امتياز بدني گاو در زايمان بايد بين 3- 5/3 باشد.
- تغذيه با 4/2 كيلوگرم غلات به ازاي هر گاو در اواخر آبستني (3 هفته قبل از زايمان ).
- افزايش مصرف انرژي بعد از زايمان با استفاده از تعليف يونجه مرغوب.
- استفاده از جيره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كيلو گرم غلات در هر وعده غذايي.
- كاربرد نياسين، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززايمان بايد آغاز گردد.

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 21:45 |